|
فقط دلتنگی شاید تقدیر قابل تغییر نباشد...اماتغییرقابل تقدیراست!!
| ||
|
ماه من! غصه اگر هست، بگو تا باشد! معنی خوشبختی، بودن اندوه است ...! این همه غصه و غم، این همه شادی و شور چه بخواهی و چه نه! میوه یک باغند همه را با هم و با عشق بچین ... ولی از یاد مبر؛ پشت هر کوه بلند، سبزه زاری است پر از یاد خدا و در آن باز کسی می خواند؛ که خدا هست، خدا هست و چرا غصه؟! چرا؟!؟
[ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 ] [ 16:46 ] [ زهرا ]
ستاره!دلم گرفته،دوباره به خاطرتو دوباره می خوام ببارم،ستاره!به خاطر تو
دوباره یه قطره شبنم،روی پلکام خونه کرده واسه گریه کردن من،تو رو دل بهونه کرده
یادمه که روز آخر،واست از شبا می گفتم اما نه!نمی دونستم این جوری از پا می افتم
ستاره اشکمونشمر،تو برو به آسمونا من که لایقت نمیشم تا نیام اون بالا بالا
ماه وآسمون،ستاره!چش به راه تو نشستن واسه رفتن به شبها،روی ابرا ریسه بستن
توی آخرین ملاقات،این چشارو خوب نگا کن دیگه بسه غصه خوردن،من خاکی رو رها کن
ستاره!دلم گرفته،تاب این دردو ندارم می میرم بعده ترانه،دیگه طاقت نمیارم [ دوشنبه یکم اسفند 1390 ] [ 18:31 ] [ زهرا ]
[ شنبه بیست و دوم بهمن 1390 ] [ 16:20 ] [ زهرا ]
[ چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 ] [ 20:52 ] [ زهرا ]
میدونی الان که به تو فکر میکنم ......بازم به فکر فرو میروم!!!که من چگونه دوستت داشتم من همانی هستم که شبها و روزها همه چیز را درنگاهت جستجو میکردم.................... تو بگو؟؟؟ من چرا عشق را در چشمان تو یافتم؟؟؟؟ یا شاید هم اینگونه دوست داشتم باشد،اما من دوستت داشتم همان روز که مهمان قلبم شدی همه چیز را فهمیدی....واژه....واژه...... فهمیدی و چشمانت را پنهان کردی بهاره قلبم را دیدی و خزان چشمانت را پنهان کردی...... تو نامردی کردی زیره رگبار باران چشمانت من نشکستم وماندم...برای تو...بخاطر تو..... اما دلیل ماندنم تو نبودی !!!خودم بودم....خودم تو اگر واقعا به قلبم راه پیدا کرده بودی میدانستی که ماندنت تنها آرزوی این قلب شکسته بوده اما فقط سرکی کشیدی و رفتی بعد از رفتنت آسمان هم سیاه شد.....من هم سیاه شدم....روزگار هم سیاه شد کاش هرگز به چشمانت نمیرسیدم......به قلبت نمیرسیدم به صدای گوش نوازت دل نمی بستم کاش گریزان بودم واسیر وجودت نمی گشتم از تو شکایتی ندارم من تو را برای خودم دنیا می دانستم فقط نگو ما با هم غریبیم وهیچ احساسی نداریم من روزها و شبها را حتی ثانیه ها را با بودن تو سپری کردم من بی تو خوشی ندارم ...نفسهایم آرام نمی گیرد فرصتی بده فرصتی به این دستانم بده تا دستانت را بگیرد عاشقانه و بی بهانه من انتظاره نبودنت را با ساعت شنی اندازه گرفتم........... یک صحرا گذشته است!!!!!!! [ چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 ] [ 17:57 ] [ زهرا ]
سلام بچه ها از اونای که خودشونو تولیست لینکانمیبینن واقعامعذرت میخام آخه همشون پاک شده بودن بیایین خبر بدین لینکتون کنم
عشق یعنی وختنها از درون، عشق یعنی بی پروا شدن سعی از قطره تا دریا شدن
[ چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 ] [ 17:48 ] [ زهرا ]
تو ۳ سالگی " مامان ، بابا عاشقتونم" تو ۱۰ سالگی " ولم کنین " تو ۱۶ سالگی" مامان و بابا همیشه میرن رو اعصابم" تو ۱۸ سالگی" باید از این خونه بزنم بیرون" تو ۲۵ سالگی " حق با شما بود" تو ۳۰ سالگی "میخوام برم خونه پدر و مادرم " تو ۵۰ سالگی " نمیخوام پدر و مادرم رو از دست بدم" تو ۷۰ هفتاد سالگی " من حاضرم همه زندگیم رو بدم تا پدر و مادرم الان اینجا باشن ... [ چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 ] [ 16:15 ] [ زهرا ]
کاش آدما عاشق نمیشدن کاش بین عاشقا فاصله نبود کاش بین عشاق جدایی نبود کاش هیچ عشقی نمیره کاش عشق همه پاک باشه کاش کاش کاش........ خدایا میشه این آرزوها به حقیقت تبدیل بشه؟ تو میتونی پس دل هیچ عاشقی رو نشکن. تو تنهایی میدونی تنها بودن چقدر سخته ادامه مطلب [ چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 ] [ 16:11 ] [ زهرا ]
يك نفر آمد قرارم را گرفت / برگ و بار و شاخسارم را گرفت / چهار فصل من بهار بود حيف / باد پاييزي بهارم را گرفت / اعتباري داشتم در پيش عشق / با نگاهي اعتبارم را گرفت / عشق يا چيزي شبيه عشق بود / آمد و دار و ندارم را گرفت
[ چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 ] [ 10:47 ] [ زهرا ]
هیچ وقت رفتنت باورم نشد
دل کندنت باور من و دل نشد رفتی و ندیدی اشک تنهاییم را غصه خوردن این بی کسیم را دل سپردی به غبار غریبانه ای بردی ازیاد بوی اشنایی میدانم خنده در حوابت شعر من است میدانم سهم من نشیدن صدای دلم است ای اشنایه من به انتظارت هنوز نشسته ام خواهم نشست تا وقت روشنی دیده ام گر شود سالها صد و روزها هزار از یاد نخوام بردت هیچ وقت تا قرار بیا و شادم کن به دیدارت تا بسپارم دل به تو و جبران گذشته نامردم قول دهم به تو بریزم تا مرگ قلب خود هرلحظه تپش و عشق قلب خود بشکن غرورت و فرصتی دوباره ده تا به جلوی پایت زنم زانو و اجازه ده کمکم کن نگزار در فراق عشقت بمیرم تا به امید دیدار دوبارت اشک بریزم
[ سه شنبه هجدهم بهمن 1390 ] [ 21:44 ] [ زهرا ]
من که تسبیح نبودم تو مرا چرخاندی
مشت بر مهره تنهایی من پیچاندی مهر دستان تو دنبال دعایی می گشت بارها دور زدی ذهن مرا گرداندی ذکرها گفتی و بر گفته خود خندیدی از همین نغمه تاریک مرا ترساندی بر لبت نام خدا بود خدا شاهد ماست بر لبت نام خدا بود و مرا رقصاندی دسته ویرانگر تو عادت چرخیدن داشت عادتت را به غلط چرخه ایمان خواندی قلب صد پاره من مهره صد دانه نبود تو ولی گشتی و این گمشده را لرزاندی جمع کن رشته ایمان دلم پاره شده است من که تسبیح نبودم تو چرا چرخاندی؟؟؟!!!
[ سه شنبه هجدهم بهمن 1390 ] [ 15:29 ] [ زهرا ]
دست از سر من بردار کنار تو نمی مونم
یه روز می گفتم عاشقم اما دیگه نمی تونم تقصیره هیچ کسی نیست قصه ما تموم شده حیف همه خاطره ها به پای کی حروم شده دروغ می گفتی که برم از بی کسی دق می کنی اشکاتو باور ندارم بیخودی هق هق میکنی یادم میفته لحظه ایی که دست تو رو شد برام قسم می خوردی پیش من که جز تو عشقی نمی خوام دسته خودم نیست که دیگه هیچکس رو باور ندارم این چیزا تقصیر توئه تلافیشو در میارم [ سه شنبه هجدهم بهمن 1390 ] [ 15:28 ] [ زهرا ]
آنکس که می گفت دوستم دارد
عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت و صدای خش خش برگ ها همان آوازی بود که من گمان می کردم می گوید: دوستت دارم......... [ سه شنبه هجدهم بهمن 1390 ] [ 15:22 ] [ زهرا ]
دلم برای تنهایی می سوزه چرا هیچکس اونو دوست نداره؟
مگه اون چه گناهی کرده که تنها شده؟ جرم تنهایی چیه که هیچکی اون رو نمی خواد؟ راستی دیشب تنهایی از اتاقم گذشت دنبالش دویدم ولی رفته بود.................تنهای تنها........ نیمه شب اون رو مرده کنار حوض خونه پیدا کردم.... از گریه چشماش قرمز شده بود........برایش گریستم........ آخه اون از تنهایی مرده بود........... تنهایی مرد و من تنهاتر شدم [ سه شنبه هجدهم بهمن 1390 ] [ 15:22 ] [ زهرا ]
از اولم اشتباه بوده ما واسه هم نبوديم
باشه تو دست كم بگير اما ما كه كم نبوديم خب ديگه از ما كه گذشت تو با بقيه اين نكن واسه شكار مرغ عشق پشت قفس كمين نكن خدا وكيليشو بخواي حق من اين نبود و نيست نمره ي بي معرفتيت تو درس نارو ميشه بيست خدا وكيليشو بخواي رسم رفاقت اين نبود تو بي مرامي قد تو هيچكسي رو زمين نبود
حالا كه رفتني شدي طبق گفته ات..... باشد ....قبول.... لااقل اين نكته را بدان آهن قراضه اي كه چنان گرم گرم گرم در سينه ام مي تپيد دلم بود...... نا مهربان........خداحافظ... [ سه شنبه هجدهم بهمن 1390 ] [ 15:3 ] [ زهرا ]
[ سه شنبه هجدهم بهمن 1390 ] [ 14:58 ] [ زهرا ]
وقتی از تو دل بریدم جز خودت چیزی ندیدم پی هر کسی که رفتم آخرش به تو رسیدم حالا که رفتم و گشتم میبینم تکی تو دنیا انگار اسمون نمیخواست ببینه ماها رو با هم گل سرختو گرفتی دادی دستم گل مریم عشقتو خواستم بذارم لای خاطرات دفتر توی یک غروب جمعه اصل مطلبو نوشتم حالا که رفتم و گشتم میبینم تکی تو دنیا یادته خواستی بمونم ناله کردم که نمیشه اما اسمشه که نیستی با منی همش….همیشه من و تو سرش نمیشه میزنه چه تیشه هایی حالا که رفتم و گشتم میبینم تکی تو دنیا
[ سه شنبه هجدهم بهمن 1390 ] [ 14:56 ] [ زهرا ]
![]() باز هم این جدایی از عشق خواب رو از چششام گرفت
باز هم این عشق جداییش، بند بندمو گسسته
شاید این همه جدایی، همه از رخ یاره
ولی شایدم،دست این زمونه بد توی کاره
عشق او در دل و قلبم،یاد او در سر و مغز
رخ او نزد چشم هر دم و هر دم
رفتست از پیش من باز دوباره
تو بگو! جنون این جدایی،چی به سرم میاره؟
سکوت این همه دردم قلب منو شکسته
بعد رفتن تو،خاک روی قلب من نشسته
بعد او بر قصه عشق سرد سردم
گویی که نیست ذره ای محبت در دل و قلبم
بعد این همه مدت تو ببین حال من چه زاره
ولی افسوس که این حال واسه تو فرقی نداره
نمیدانم،شاید بهر اوست این همه ترانه
شایدم عشق او در دل من موندگاره
همان عشقی که شدست بلای جانم
من از آن عشق دروغین خوشی ندارم
[ سه شنبه هجدهم بهمن 1390 ] [ 14:44 ] [ زهرا ]
تو را نمی بخشم..
تو را نمی بخشم نه بخاطر اشکهایی که برایت می ریزم. نمی بخشم نه بخاطر روزها و شبهایی که از تنهایی لرزیدم و فرو افتادم. نمی بخشم ات نه بخاطر دلی که روزهاست از دلتنگی جان می دهد. نمی بخشم ات نه بخاطر اینکه رهایم کردی و رفتی. ادامه مطلب [ سه شنبه هجدهم بهمن 1390 ] [ 14:41 ] [ زهرا ]
بس که دیوار دلم کوتاه است . هرکه از کوچه ی تنهایی من می گذرد ، به هوای هوسی هم که شده . سرکی می کشدو می گذرد …
رویای با تو بودن را نمی توان نوشت نمی توان گفت و حتی نمیتوان سرود [ شنبه پانزدهم بهمن 1390 ] [ 14:51 ] [ زهرا ]
مـتـوجه مـی شوید که همسرتان خیانتکار و بی وفا است. ایـن امر شما را واقعا ناراحت کرده و ضربه سختی به شمـا وارد می سازد. تصـور می کردید که ازدواج سبب می شود تا همسرتان دیگر هیچ گاه به خود اجازه بدعهدی و خیانت ندهد، اما کارها مطابق میل شـما پیـش نـرفـت. هنوز هم زمـانیـــکه یاد کارهایی که او انـجام داده است، می افتید، احساس ناراحتی میکنید. چـگونـه مـی تـوانید آزار و اذیـت ادامه مطلب [ جمعه چهاردهم بهمن 1390 ] [ 17:9 ] [ زهرا ]
همه مردان تا حدی میدانند كه خیانت كار درست و پسندیده ای نیست و از ابتدا اكثر آنها حتی فكر خیانت را هـم به سـر خطور نـمی دهند ولـی..!؟؟
ادامه مطلب [ جمعه چهاردهم بهمن 1390 ] [ 17:5 ] [ زهرا ]
بی وفایی کن وفایت می کنند ، با وفا باشی خیانت می کنند مهربانی گرچه آیینه ی خوشیست ، مهربان باشی رهایت می کنند . . .
ادامه مطلب [ جمعه چهاردهم بهمن 1390 ] [ 16:28 ] [ زهرا ]
خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی...
خیانت می تواند دروغ دوست داشتن باشد...
خیانت تنها این نیست که دستت را در خفا در دست دیگری بگذاری...
خیانت می تواند جاری کردن اشک بر دیدگان معصومی باشد...
خیلی سخته که بغض داشته باشی اما نخوای کسی بفهمه...
خیلی سخته که دلت بخواد گریه کنی اما بهونه ی درست
و حسابی نداشته باشی...
خیلی سخته که بخوای با آب خوردن بغض گلوتو بفرستی پایین
اما یه دفعه اشک از چشمات جاری بشه...
[ جمعه چهاردهم بهمن 1390 ] [ 15:51 ] [ زهرا ]
روزگاري مردم دنيا دلشان درد نداشت هر كسي غصه ي اينكه چه ميكرد نداشت چشمه ي سادگي از لطف زمين مي جوشيد خودمانيم زمين اين همه نامرد نداشت... [ پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 ] [ 19:49 ] [ زهرا ]
خدای من !... بر من و امیدی که به مهربانی ات بسته ام رحم کن مهربانا...! لحظه لحظه زندگی ام را تو بساز و بهترین ها را به من هدیه کن...! دوستت دارم خدای مهر و عشق...! زندگی ام را از مهر و رحمت و عشق ات سرشار کن ...! خود و شریک زندگی ام را به دستان پر قدرت تو سپردم ... باشد که آرامش و خوشبختی را در هر لحظه ی زندگیمان با مهر و عشق تو ای بیکران بچشیم . تو را سپاس برای هر آنچه که به من عطا کردی ای مهربان و ای قادر متعال .
[ پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 ] [ 19:49 ] [ زهرا ]
چه زود فراموش می شوم انگار سالهاست که من مرده ام اما هنوز ذهن زخمی ام یاد تو را نشانه می رود.....................
[ پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 ] [ 19:48 ] [ زهرا ]
زیباترین تصویری که در زندگانیم دیدم
[ پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 ] [ 19:47 ] [ زهرا ]
صبر کن سهراب گفته بودی قایقی خواهم ساخت قایقت جا دارد؟ من هم از همهمه اهل زمین دلگیرم
[ پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 ] [ 19:35 ] [ زهرا ]
[ پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 ] [ 19:32 ] [ زهرا ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||